







فعالیت های سیاسی ترک ها و پاسخ گویی به توهین فارس زبان ها !
بیانیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد هشترود
« آذربایجان سر ایران است».
بار دیگر برگی نو، بر شاخ فساد و فتنه رویید و نادانان کوته فکر هرزه گو، زبان الکن خویش به ناسزا و تحقیر گشودند. قلب بزرگ و گرم سرزمین آتش، «آذربایجان عزیز» و قوم متمدن « تورک» هماره آماج تیرهای زهر آگین این گروه دژ منش بوده است و داغها بر دل دارد و زخمها بر گرده. اینان که نام خود را «پارت» گذاشته و خود را « آریایی» و « آریایی منش» میدانند، چگونه شرم نمیکنند و خود را پیرو« کوروش» میخوانند چه، که در قانون سلطنتی کوروش کبیر آمده است:« ... اعلام میکنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من میدهد،دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم را محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من، دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند...».آری، اینان اسم بر سلوک بر این سبیل دارند و رسم بر کوچک انگاری هر آن کسان که از آنان نیستند. هر چند در تاریخ هر چه کرده اند، آتش بر خود زده اند و آبرو از خویش برداشته اند.
به تعبیر شهریار ملک ادب، « استاد محمد حسین بهجت تبریزی»، این « سرگشتگان صحرای نادانی»، بارها اقوام مختلف ایران زمین را «دیگران» دانسته اند و خود را مالک این ملک، حال آنکه هر آنچه دارند از همین به اصطلاح «دیگران» است، علی الخصوص «آذربایجان و آذربایجانی و تورک» که بیش از نیمی از مردمان این ملک از این تیره اند و شریفند و نجیب.
در طول زمان، جاهلان، دهان خویش به لجنها آلودند و زبان خویش به طعنها گشودند به هر طریقی که میتوانستند. از راه رسانه های مختلفی چون صدا وسیما، روزنامه ها، فیلمها و به اصطلاح لطایف و مطایبات، زبان و لهجه و عزت و حرمت « تورک و آذربایجان» را تحقیر نمودند و این بار نیز در نشریه رسمی و ارگان خبرگزاری دولتی یعنی روزنامه « ایران» به تاریخ 22/2/1385 در ویژه نامه کودک و نوجوان روز جمعه چند تن از این جاهلان بی مقدار دست به خون فرهنگ و تمدن آغشتند و « آذربایجان» را خشمگین ساختند به تبع اهانت و ظلمی که روا داشتند. تعجب افزون بر شکسته دلی از این کژرفتاری این است که شعار دولتی که این جریده ارگان رسمی آن است،« مهرورزی و عدالت گستری» است.
آیا این گونه مهر می ورزند و عدالت می گسترانند؟ آیا دولتی که افتخار خویش را پیروی از اصول دین اسلام میداند چنین فضایی ایجاد نموده است که نشریه رسمی او بدین طریق کلام الهی را به باد نسیان می سپارد و رو به عصیان می گذارد، که خداوند فرموده است:« ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم و شما را در قبایل مختلف قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید و همانا عزیزترین شما در مقابل ایزد دانا با تقواترین شماست». آیا حاصل برآیند خواست همه مردم ایران، که ادعایش عدالت گستری است در مقابل این همه اعتراض و خشم و فریاد و حق خواهی ناشی از حماقت گروهی از قلم به دستان جریده رسمی اش در توهین به آذربایجان و آذربایجانی، رسم عدالت به جای خواهد آورد؟
نیک میدانیم که این تلخکاری که تلخکاممان کرد، نه اولین است از این نوع نه آخرین خواهد بود، لیک چونان بزرگان آذربایجان مانند:« بابک و ستار خان و باقرخان و شیخ محمد خیابانی و ثقه الاسلام تبریزی و میرزا حسن رشدیه و جبار باغچه بان و پروین اعتصامی و محمد حسین شهریار و علامه امینی و علامه طباطبایی و علامه جعفری و سرداران شهیدی چون باکری و شفیع زاده و یاغچیان و تجلایی» و بسیاری دیگر بر عزت خود پای میفشاریم و گویای این نکته، که:
« آذربایجان نه تنها سر ایران است، بلکه سر ماندگاری ایران نیز هست».
«آذربایجان »،بزرگوارانه و مردانه نصیحت میکند آنان را که این ملک را ملک طلق خود میدانند:
« زنهار! ناموس مام میهن به غیرت آذربایجان تاکنون در امان مانده است و لاغیر».
در پایان، خواستار عذر خواهی رسمی روزنامه« ایران» به عنوان ارگان رسمی مطبوعاتی دولت نهم و مجازات نویسندگان و طراحان توطئه فتنه انگیز اهانت به عزت و زبان آذربایجان - آنهم در سال پیامبر اعظم که بایست سال وحدت و همدلی باشد- می باشیم، و خیال همگان را آسوده میداریم که:
« منیم دیلیم اولن دگیل باشقا دیله دونن دگیل»
ساعت 17:
خیابانهای عطایی، سیروس، امام و ایالت توسط نیروهای امنیتی و گارد ویژه بشدت محاصره شده است.
دسته دسته از مردم شهر به سمت این خیابانها در حال حرکت هستند. تعداد مردم لحظه به لحظه زیادتر می شود. نیروهای امنیتی مانع از حرکت مردم به سمت این خیابانها و مرکز شهر می شوند ولی تعداد مردم لحظه به لحظه زیادتر می شود. هنوز مراسم آغاز نشده است. با توجه به قیام دیروز مردم تبریز و سایر شهرهای آذربایجان، شهر ارومیه نیز شاهد حماسه ای دیگر خواهد بود.
در حدود 50 دقیقه قبل 6 نفر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند که هنوز اسامی این افراد مشخص نیست.
لازم به ذکر است که همزمان با مردم ارومیه، مردم شهرهای مرند و قوشاچای نیز در اعتراض به اهانت روزنامه ایران به ملت آذربایجان تجمع اعتراضی خواهند داشت.
| رویکرد دوباره شوونیستها در قبال حرکت ملی آذربایجان | |
|
توهین و تهدید
رویکرد دوباره شوونیستها در قبال حرکت ملی آذربایجان
توهین روزنامهی ایران _وابسته به ریاست جمهوری _ در قالب یک کاریکاتور موهون به ملت آذربایجان و تمام ترکها و بدنبال آن مصاحبه محسن رضایی _دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام_ و تاکید بر کسترش دستگاه امنیتی کشور و تبدیل آن از حالت وزارت خانهای به یک سازمان دو خبر قابل تامل در چند روز اخیر است که پرداختن به آن از زوایای گوناگون ضروری است.
گرچه در نکاه اول ارتباط دادن این دو قضیه به هم شاید معقول به نظر نیاید ولی با اندکی تامل و نیز با در نظر گرفتن سایر جوانب قضایا، می توان حرکت جدید پان فارسیت ها را در سرکوب حرکت ملی در این قالب تحلیل کرد.
فعالیتهای غیرانسانی و غیر بشری شوونیستها و پان فارسیتها چه در دوران رژیم پهلوی و چه در دوران جمهوری اسلامی ایران بر کسی پوشیده نیست. آنها تا به امروز در این زمینه از هیچ تلاشی دریغ نکردهاند. برای شاهد این مدعا می توان به فعالیتهای بنیاد افشار، به عنوان نهاد غیر دولتی، تصویب انواع قوانین در مجلس، به عنوان یک نهاد ملی و دولتی، پخش انواع فیلم های توهین آمیز از تلویزیون، به عنوان تنهاترین کانال تلویزیونی در دست عالیترین مقام کشوری، و... نام برد. البته ذکر کامل یا حتی خلاصه ای از فعالیتهای صورت گرفته نیاز به تحقیق مفصل دارد و در اینجا مجال پرداختن به آن وجود ندارد و موارد بالا به عنوان مثال ذکر شد.
در روزهای اخیر نیز دشمن با تمام قوا عزم خود را برای مقابله با حرکت ملی آذربایجان جزم کرده است. در قدم نخست روزنامه وابسته به ریاست جمهوری بدترین توهین های ممکن را نثار ملت آذربایجان و ترک می کند و آن را یک سوء تفاهم می خواند و بدنبال آن دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام طی مصاحبه ای از عملکرد ضعیف دستگاههای اطلاعاتی بر می آشفتد و نسخه جدیدی برای سکوب ارائه می دهد. و نکته جالب توجه در این مصاحبه این است که برای اولین بار بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نام آذربایجان از سوی یک مقام مسوول در لیست تهدیدات نظام آورده می شود. و به این ترتیب حکومت اسلامی به زعم خویش در پی برنامه ریزی برای مقابله با حرکت ملی آذربایجان بر می آید
به نظر نگارنده ذکر چند نکته در مورد این توطئه شوم نظام ضروری است:
1- به دنبال شکست نظام در سرکوب حرکت ملی آذربایجان و رشد روز افزون آن، نهادهای سرکوبگر در پی القای این نکته هستند که ما تا بحال قصد برخورد نداشتیم یا دستگاههای ما این آمادگی را نداشتند ولی از این به بعد همچون قصدی را داریم. ولی فراموش کرده اند که همواره شدیدترین و بدترین شکنجه ها و فشارها از طرف همین نهادهای سرکوبگر بر ملت آذربایجان تحمیل شده است.
2- بدنبال شکست نظام در دستیابی به سلاحهای هسته ای برای حفظ بقائ خود، نظام در پی فرافکنی این شکست است و جه بسا این اقدامات نیز با این پش فرض قابل توجیه باشد. به این معنی که هر فردی بدنبال شکست از یک فرد قدرتمند جهت جبران شکست به پایین دست خود زور بگویید.
3- پس از حوادث خوزستان، احتمالا رژیم بدنبال کشف ریشه های حوادث مشابه در سایر نقاط کشور به تحریک احساسات مردم بپردازد.
4- در صورت رد یا اثبات هر یک یا همه فرض های بالا فعالان حرکت ملی آذربایجان نباید کنترل امور را از دست بدهند. بلکه باید با تاکید بر فعالیت در چارچوب قانون بر فعالیتهای خود افزوده و از حقوق مسلم و ابتدایی و طبیعی خود دفاع کنند. تا این بار نیز نقشه دشمن نقش بر آب بشود. |