تبليغاتX
آذربایجان

آذربایجان

فعالیت های سیاسی ترک ها و پاسخ گویی به توهین فارس زبان ها !

 

+ نوشته شده در  Fri 26 May 2006ساعت 0:17 AM  توسط سنیک  | 

+ نوشته شده در  Thu 25 May 2006ساعت 11:48 PM  توسط سنیک  | 

هارای-هارای من تورکم قطع ارتباط مخابراتی از اورمیه به خارج ارتباط مخابراتی از اورمیه به خارج تا ساعاتی غیر ممکن بود. از ساعتها قبل تلفنهای موبایل فعالان شناخته شده از سوی مخابرات مسدود شده بود. آتش کشیدن ایران دیروز خیل جمعیت صدها هزار نفری تورکها به طرف دفتر روزنامه ایران جاری شد. مردم خشمگین با دادن شعارهایی در انتها به آتش زدن دفتر روزنامه مبادرت ورزیدند. نیروهای یگان ویژه زیر دست و پای مردم له و لورده شدند. کردهای گستاخ تنبیه شدند! دیشب و در منطقه شهرک فرهنگیان اورمیه در حالی که عده ای از جوانان کرد در منطقه قهوه قاباغی تجمع کرده بودند،به ایجاد مزاحمت و متلک پراکنی به سبک روزنامه ایران و با همان عبارت روزنامه ایران به تعدادی جوان تورک که از تظاهرات اعتراضی در حال برگشت بودند، پرداختند. این عمل آنان به مشاجره لفظی و سپس درگیری فیزیکی انجامید. در حالیکه که تعداد اکراد از بیست نفر متجاوز بود درگیری شدید فیزیکی هشت جوان تورک که در بین آنها دو دختر نیز بود به زخمی شدن چند تن از طرفین و وخامت حال یکی از اکراد گردید. درگیری وقتی شدت گرفت که عابران و نیز خودروها و اتوبوس در ایستگاه فوق متوقف شدند. بیش از صدها تورک وارد ماجرا شدند. شاهدان عینی از شکسته شدن دست و پا و حتی بیهوشی بیش از ده کرد خبر دادند. در حالیکه یک کرد نیز با پرتاب سنگ به شکستگی سر یک عابر پیاده و بیهوشی وی سبب گشت. تمام زخمی شدگان به مرکز درمانی لقمان واقع در فلکه مادر انتقال یافتند. همه روحیه استقلال داشتند تظاهرات کنندگان در اورمیه با شعارهای رادیکال خود آشکارا به جداسازی خویش از فارسها پرداختند. در روگذز عطائی-امام مردم آشکارا شعار استقلال و آزادی سر دادند. کورد، فارس، ارمنی قیزیل تورکون دوشمنی و حتی چندین بار شعار مرگ بر فاشیست، مرگ بر خودفروش، مرگ بر فدرالچی به گوش می خورد. در صد متر خیابان سرداران عده ای که تعداد آنان از ده هزار فزونی داشت شعار آذربایجان اتحاد اتحاد سر دادند. صدها پرچم آذربایجان مزین به عکس محمدامین رسول زاده در بین تظاهرات کنندگان مشهود بود. که پلیس با هجوم وحشیانه حدود 20-25 نفر پرچم به دست را دستگیر کرد. تظاهرات در باکو و عکس العمل آن در اورمیه در حین تظاهرات مردم اورمیه اخبار مربوط به تظاهرات هموطنان باکوئی دهان به دهان گشت. که عکس العمل آن سر دادن شعار آذربایجان بیر اولسون پایتختی تبریز اولسون بود. مضروبیت شدید یک پلیس فارس زبان یک جوان حدودا بیست ساله با بلند کردن یک پلاکارد با عنوان مرگ بر ایران توسط گارد ویژه مورد حمله قرار گرفت. با ضربه باتومی از پشت نقش زمین گشت. مردم خشمگین به سوی پلیس ضدشورش حمله کردند. پلیس مزبور که به فارسی صحبت میکرد زیر دست وپای مردم خرد وخمیر شد. پرتاب گاز اشک آور و شلیک گلوله سبب پراکندگی مردم از منطقه فوق گشت. جوان فوق توسط جوانان غیور دست از صحنه دور شد. پلیس زخمی در حالیکه چندین دندانش شکسته و خون از سر و رویش جاری بود چندین بار به زبان فارسی غلط کردم و ترا بخدا منو نکشید گفت. غیر تورکها پیش قراولان سرکوب لشکر3ویژه شهدا مهاباد، وتیپ3 سنندج و نیز گردانهای ضد شورش اعزامی از اصفهان و تهران و عده ای چریک نقابدار که به ظاهر از جاشهای اشنویه و پیرانشهر بودند به شدت و بدون کوچکترین رحمی به سرکوب ملت تورک پرداختند. در حالیکه انتظامی ها و پاسداران تورک تنها به تذکر شفاهی اکتفا می کردند. کردها هاج و واج نگاه می کردند در تظاهرات صد هزار نفری اورمیه در پیاده رو خیابان امام عد ه ای کرد با ترس و دهانهای باز مانده تظاهرات صدهزار نفری تورکهای غیور را تماشا می کردند. حرکت به سوی شورای خلیفه گری ارامنه در منتهی خیابان سرداران به امام و فلکه گل اوستو صدها آذربایجانی با سر دادن شعارهای قره باغ بیزیمدیر بیزیم قالاجاق و یا قره باغ یا اؤلوم و اؤلوم اولسون داشناکا ....به سوی شورای خلیف گری ارامنه حرکت کردند. پلیس ضدشورش با بستن راه مانع از پیشروی مردم به سوی خلیف گری شد. در این منطقه یک افسر پلیس که به زبان فارسی و با بلندگو به مردم هشدار میداد با پرتاب سنگ و چوب مواجه و عقب روی را ترجیح داد. شدت شعارها فزونی گرفت. یا قره باغ یا اؤلوم خلیفه گری را به لرزه انداخت. شایعه دستگیری چهره گانی در راه بازگشت به تبریز! به ناگاه و در منتهی خیابان طالقانی به امام ولوله ای در گرفت. قضیه از این قرار بود که عده ای در بین مردم این شایعه را پخش کردند که چهر ه گانی در راه بازگش به تبریز و در مسیر هوائی باکو به تبریز دستگیر شده است. که این مصادف شد با فریادهای هزاران نفری که شعار می دادند: آذربایجان اویاخدی چهره گانیه دایاخدی همراهی برخی مسئولین برخی از مسئولین استان به همراهی و همدلی با مردم پرداختند. هدف آنان جلوگیری از سمت گیری حرکت برخلاف مصلحتشان بود!!!!!!!!! آتش کشیدن پرچم ارمنستان و کردستان بزرگ در منتهی درب جنوبی کنسولگری تورکیه عده ای از جوانان پرچمهای ارمنستان و کردستان بزرگ را به آتش کشیدند. حرکت به سوی رادیو وتلویزیون مردم خشمگین اورمیه با دادن شعارهائی به سوی صداوسیما مرکز آذربایجان غربی حرکت نمودند. پس از طی مسیرهای خیابان امام به کاشانی و سپس والفجر با تجمع در مقابل رادیو وتلویزیون به درگیری با مامورین انتظامی پرداختند. و در نهایت با ورود به محوطه صدا وسیما مبادرت به آتش زدن این ارگان شئونیستی گشتند. در این درگیری دهها نفر به شدت زخمی شدند که حال دو نفر وخیم گزارش شده است. از مأمورین انتظامی یک نفر کرد زبان به شدت و با ضربات چاقو زخمی و به اورژانس انتقال یافت. حتی یک شعار از جوجه فدرالچی ها شنیده نشد. آنها می دانند که شعار فدرال هیچ فرقی با طنزهای روزنامه ایران ندارد. یاشاسین آذربایجان، یاشاسین تورک میللتی یاشاسین
+ نوشته شده در  Thu 25 May 2006ساعت 6:55 PM  توسط سنیک  | 

بیانیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد هشترود

 

« آذربایجان سر ایران است».

بار دیگر برگی نو، بر شاخ فساد و فتنه رویید و نادانان کوته فکر هرزه گو، زبان الکن خویش به ناسزا و تحقیر گشودند. قلب بزرگ و گرم سرزمین آتش، «آذربایجان عزیز» و قوم متمدن « تورک» هماره آماج تیرهای زهر آگین این گروه دژ منش بوده است و داغها بر دل دارد و زخمها بر گرده. اینان که نام خود را «پارت» گذاشته و خود را « آریایی» و « آریایی منش» میدانند، چگونه شرم نمیکنند و خود را پیرو« کوروش» میخوانند چه، که در قانون سلطنتی کوروش کبیر آمده است:« ... اعلام میکنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من میدهد،دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم را محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من، دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند...».آری، اینان اسم بر سلوک بر این سبیل دارند و رسم بر کوچک انگاری هر آن کسان که از آنان نیستند. هر چند در تاریخ هر چه کرده اند، آتش بر خود زده اند و آبرو از خویش برداشته اند.

به تعبیر شهریار ملک ادب، « استاد محمد حسین بهجت تبریزی»، این « سرگشتگان صحرای نادانی»، بارها اقوام مختلف ایران زمین را «دیگران» دانسته اند و خود را مالک این ملک، حال آنکه هر آنچه دارند از همین به اصطلاح «دیگران» است، علی الخصوص «آذربایجان و آذربایجانی و تورک» که بیش از نیمی از مردمان این ملک از این تیره اند و شریفند و نجیب.

در طول زمان، جاهلان، دهان خویش به لجنها آلودند و زبان خویش به طعنها گشودند به هر طریقی که میتوانستند. از راه رسانه های مختلفی چون صدا وسیما، روزنامه ها، فیلمها و به اصطلاح لطایف و مطایبات، زبان و لهجه و عزت و حرمت « تورک و آذربایجان» را تحقیر نمودند و این بار نیز در نشریه رسمی و ارگان خبرگزاری دولتی یعنی روزنامه « ایران» به تاریخ 22/2/1385 در ویژه نامه کودک و نوجوان روز جمعه چند تن از این جاهلان بی مقدار دست به خون فرهنگ و تمدن آغشتند  و « آذربایجان» را خشمگین ساختند به تبع اهانت و ظلمی که روا داشتند.  تعجب افزون بر شکسته دلی از این کژرفتاری این است که شعار دولتی که این جریده ارگان رسمی آن است،« مهرورزی و عدالت گستری» است.

آیا این گونه مهر می ورزند و عدالت می گسترانند؟ آیا دولتی که افتخار خویش را پیروی از اصول دین اسلام میداند چنین فضایی ایجاد نموده است که نشریه رسمی او بدین طریق کلام الهی را به باد نسیان می سپارد و رو به عصیان می گذارد، که خداوند فرموده است:« ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم و شما را در قبایل مختلف قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید و همانا عزیزترین شما در مقابل ایزد دانا با تقواترین شماست». آیا حاصل برآیند خواست همه مردم ایران، که ادعایش عدالت گستری است در مقابل این همه اعتراض و خشم و فریاد و حق خواهی ناشی از حماقت گروهی از قلم به دستان جریده رسمی اش در توهین به آذربایجان و آذربایجانی، رسم عدالت به جای خواهد آورد؟

نیک میدانیم که این تلخکاری که تلخکاممان کرد، نه اولین است از این نوع نه آخرین خواهد بود، لیک چونان بزرگان آذربایجان مانند:« بابک و ستار خان و باقرخان و شیخ محمد خیابانی و ثقه الاسلام تبریزی و میرزا حسن رشدیه و جبار باغچه بان و پروین اعتصامی و محمد حسین شهریار و علامه امینی و علامه طباطبایی و علامه جعفری و سرداران شهیدی چون باکری و شفیع زاده و یاغچیان و تجلایی»  و بسیاری دیگر بر عزت خود پای میفشاریم و گویای این نکته، که:

« آذربایجان نه تنها سر ایران است، بلکه سر ماندگاری ایران نیز هست».

«آذربایجان »،بزرگوارانه و مردانه نصیحت میکند آنان را که این ملک را ملک طلق خود میدانند:

« زنهار! ناموس مام میهن به غیرت آذربایجان تاکنون در امان مانده است و لاغیر».

در پایان، خواستار عذر خواهی رسمی روزنامه« ایران» به عنوان ارگان رسمی مطبوعاتی دولت نهم و مجازات نویسندگان و طراحان توطئه فتنه انگیز اهانت به عزت و زبان آذربایجان - آنهم در سال پیامبر اعظم که بایست سال وحدت و همدلی باشد- می باشیم، و خیال همگان را آسوده میداریم که:

« منیم دیلیم اولن دگیل              باشقا دیله دونن دگیل»

 

+ نوشته شده در  Thu 25 May 2006ساعت 6:48 PM  توسط سنیک  | 

آند اولا ستارخانا    تهران گر ک اودلانا
 
ساعت10/19
بیش از 30 هزار نفر در خیابان امام با سردادن شعرهای
آتد اولا ستار خانا                تهران گرک اودلانا
آذربایجان وار اولسون، دشمن لری خوار اولسون
اولوم اولسون فاشیسته
یا آزادلیق یا اولوم
یاشاسین آذربایجان
و ....
مردم را دعوت به اعتراض آرام و مدنی در تمامی شهرهای آذربایجان و خصوصاً ارومیه کردند. همچنین در سایر خیابانهای ارومیه (عطایی، سیروس و میدان ایالت) نیز هزاران نفر از مردم با سر دادن شعارهای مشابه تمامی مردم تبریز و سایر شهرهای آذربایجان را دعوت به اتحاد کردند.
لازم به ذکر است تجمع کنندگان که پلاکاردهایی  در دست داشتند تعدادشان به بیش از100هزار نفر می رسید. نیروهای امنیتی با توجه به خیل جمعیت معترض هیچ عکس العملی از خود نشان ندادند و نیروهای گارد ویژه و ماشین های آتشنشانی در خیابانهای اطراف مستقر شده اند.
+ نوشته شده در  Thu 25 May 2006ساعت 6:36 PM  توسط سنیک  | 

ساعت 17:

خیابانهای عطایی، سیروس، امام و ایالت توسط نیروهای امنیتی و گارد ویژه بشدت محاصره شده است.

دسته دسته از مردم شهر به سمت این خیابانها در حال حرکت هستند. تعداد مردم لحظه به لحظه زیادتر می شود. نیروهای امنیتی مانع از حرکت مردم به سمت این خیابانها و مرکز شهر می شوند ولی تعداد مردم لحظه به لحظه زیادتر می شود. هنوز مراسم آغاز نشده است. با توجه به قیام دیروز مردم تبریز و سایر شهرهای آذربایجان، شهر ارومیه نیز شاهد حماسه ای دیگر خواهد بود.

در حدود 50 دقیقه قبل 6 نفر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند که هنوز اسامی این افراد مشخص نیست.

لازم به ذکر است که همزمان با مردم ارومیه، مردم شهرهای مرند و قوشاچای نیز در اعتراض به اهانت روزنامه ایران به ملت آذربایجان تجمع اعتراضی خواهند داشت.

 

+ نوشته شده در  Thu 25 May 2006ساعت 6:33 PM  توسط سنیک  | 

رویکرد دوباره شوونیستها در قبال حرکت ملی آذربایجان
توهین  و  تهدید
رویکرد دوباره شوونیستها در قبال حرکت ملی آذربایجان
 
توهین روزنامه­ی ایران _وابسته به ریاست جمهوری _ در قالب یک کاریکاتور موهون به ملت آذربایجان و تمام ترکها  و بدنبال آن مصاحبه محسن رضایی _دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام_ و تاکید بر کسترش دستگاه امنیتی کشور و تبدیل آن از حالت وزارت خانه­ای به یک سازمان دو خبر قابل تامل در چند روز اخیر است که پرداختن به آن  از زوایای گوناگون ضروری است.
گرچه در نکاه اول ارتباط دادن این دو قضیه به هم شاید معقول به نظر نیاید ولی با اندکی تامل و نیز با در نظر گرفتن سایر جوانب قضایا، می توان حرکت جدید پان فارسیت ها را در سرکوب حرکت ملی در این قالب تحلیل کرد.
فعالیتهای غیرانسانی و غیر بشری  شوونیستها و پان فارسیتها چه در دوران رژیم پهلوی و چه در دوران جمهوری اسلامی ایران بر کسی پوشیده نیست. آنها  تا به امروز در این زمینه از هیچ تلاشی دریغ نکرده­اند. برای شاهد این مدعا می توان به فعالیتهای بنیاد افشار، به عنوان نهاد غیر دولتی، تصویب انواع قوانین در مجلس، به عنوان یک نهاد ملی و دولتی، پخش انواع فیلم های توهین آمیز از تلویزیون، به عنوان تنهاترین کانال تلویزیونی در دست عالیترین مقام کشوری، و... نام برد. البته ذکر کامل یا حتی خلاصه ای از فعالیتهای صورت گرفته نیاز به تحقیق مفصل دارد و در اینجا مجال پرداختن به آن وجود ندارد و موارد بالا به عنوان مثال ذکر شد.
در روزهای اخیر نیز دشمن  با تمام قوا عزم خود را برای مقابله با حرکت ملی آذربایجان جزم کرده است. در قدم نخست روزنامه وابسته به ریاست جمهوری بدترین توهین های ممکن را نثار ملت آذربایجان و ترک می کند و آن را یک سوء تفاهم می خواند و بدنبال آن دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام طی مصاحبه ای از عملکرد ضعیف دستگاههای اطلاعاتی بر می آشفتد و نسخه جدیدی برای سکوب ارائه می دهد. و نکته جالب توجه در این مصاحبه این است که برای اولین بار بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نام آذربایجان از سوی یک مقام مسوول در لیست تهدیدات نظام آورده می شود. و به این ترتیب حکومت اسلامی به زعم خویش در پی برنامه ریزی برای مقابله با حرکت ملی آذربایجان بر می آید
به نظر نگارنده ذکر چند نکته در مورد این توطئه شوم نظام ضروری است:
1-     به دنبال شکست نظام در سرکوب حرکت ملی آذربایجان و رشد روز افزون آن، نهادهای سرکوبگر در پی القای این نکته هستند که ما تا بحال قصد برخورد نداشتیم یا دستگاههای ما این آمادگی را نداشتند ولی از این به بعد همچون قصدی را داریم. ولی فراموش کرده اند که همواره شدیدترین و بدترین شکنجه ها و فشارها از طرف همین نهادهای سرکوبگر بر ملت آذربایجان تحمیل شده است.
2-     بدنبال شکست نظام در دستیابی به سلاحهای هسته ای برای حفظ بقائ خود، نظام در پی فرافکنی این شکست است و جه بسا این اقدامات نیز با این پش فرض قابل توجیه باشد. به این معنی که هر فردی بدنبال شکست از یک فرد قدرتمند جهت جبران شکست به پایین دست خود زور بگویید.
3-     پس از حوادث خوزستان، احتمالا رژیم بدنبال کشف ریشه های حوادث مشابه در سایر نقاط کشور به تحریک احساسات مردم بپردازد.
4-     در صورت رد یا اثبات هر یک یا همه فرض های بالا فعالان حرکت ملی آذربایجان نباید کنترل امور را از دست بدهند. بلکه باید با تاکید بر فعالیت در چارچوب قانون بر فعالیتهای خود افزوده و از حقوق مسلم و ابتدایی و طبیعی خود دفاع کنند. تا این بار نیز نقشه دشمن نقش بر آب بشود.
+ نوشته شده در  Thu 25 May 2006ساعت 6:32 PM  توسط سنیک  |